اشعار و مقالاتپرستاري

شعر: دیده بیدار پرستار

 در حرفه کسی همچو پرستار نداریم…

این گونه پر از سختی و دشوار نداریم…

بس دل نگران بهر مریض از دل و از جان

شب تا به سحر دیده ی بیدار نداریم…

این گونه چنین مایه گذار از تن شیرین

دلخسته و دلسوز و دل افگار نداریم…

در روز و شب و گردش ایام و زمانه

یاریگر و پرسنده ی بیمار نداریم…

بس همچو مَلَک خوانده و گفتند ز حسنش

این حرف عیان را سر تکرار نداریم…

سنجش به چه بتوان بنمود ارزش و قدرش

در کار خدایی حد و معیار نداریم…

از لطف و محبّت ، بِه از این فوج پرستار

دریا دل بی منّت و آزار نداریم…

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن